![]() |
![]() |
|
| تقدیم به محمدرضای خوبم تو که لایقش هستی ، به تو که بودنت بر من شوق زیستن می دهد |
|
نمیدانم که بودی یا چه بــودی
خداوندا آرامشی عطا فرما تا بپذیریم انچه را که نمیتوانیم تغییر دهیم؛
مژده بده! مژده بده! یار پسندید مرا سایه ی او گشتم و او برد به خورشید مرا جان بلا دیده منم، گریه ی خندیده منم یار پسندیده منم، یار پسندید مرا کعبه منم، قبله منم، سوی من آرید نماز پرتو دیدار خوشش تافته در دیده ی من
آینه در آینه شد دیدمش و دید مرا آینه خورشید شود پیش رخ روشن او تا به نظر خواه و ببین ک آینه تابید مرا گوهر گم بوده نگر تافته بر فرق فلک گوهری خوب نظر آمد و سنجید مرا نور چو فواره زند بوسه بر این باره زند رشک سلیمان نگر و هیبت جمشید مرا چون سر زلفش نکشم سر ز هوای رخ او باش که صد صبح دمد زین شب امید مرا
سلام عزیز مهربون ! اجازه هست ! بشم فدات ! اجازه هست تو شعر من، اثر بذاره خنده هات ! شب که می شه یواش یواش، با چشمک ستاره هاش ! اجازه هست از آسمون، ستاره کش برم برات ! اجازه هست بیای پیشم یه كم بگم دوست دارم ! تو هم بگی دوسم داری بارون بشم دل ببارم ! بریم تو باغ اطلسی بی رنج و درد بی كسی ! اجازه هست خیال کنم، تا آخرش مال منی ! خیال کنم دل منو، با رفتنت نمی شکنی ! با اون چشای مهربون، دوباره چشمک می زنی ! طپش طپش با چشمكت، غزل بگم برای تو ! با اتكا به عشق تو، تو زندگی برم جلو !
تو مرا می فهمی
محمدرضای عزیزم
کاش من هم گوشه ای از کل دنيايت شوم در تمــام لحـظه هــا اميـد فردايــم تويـی دوست دارم لحظه ای اميد فردايت شوم شعرهايم را اگر قابل بدانی بعد از اين قصد دارم شاعر چشمان زيبايت شوم
دوستهای گلم من به رویای زندگیم رسیدم امیدوارم شما هم به هر چه که صلاحتونه و ارزومندشید برسید زندگي کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذردو قلب ها گرامي تر از آنند که بشکنند . آنچه از روزگار بدست مي آيد با خنده نمي ماند و آنجه از دست برود با گريه جبران نميشود!! فردا خورشيد طلوع خواهد کرد حتي اگر ما نباشيم...یک قلب پاک از تمام معابد جهان زیباتر است .....
شادی عشق زیبایی در روزهای زندگی از آن تون موفق و پایدار باشید لطفا برای خوشبختی من و محمدرضای خوبم دعا کنید خدانگهدارتون
|
|
+ نوشته شده در
88/09/09ساعت 22:37 توسط رویا |
|
|
من این جابس دلم تنگ است...
وهر سازی که می بینم بد آهنگ است.. بیا ره توشه را برداریم" قدم در راه بی برگشت بگذاریم.. ببینیم آسمان هرکجا" آیا همین رنگ است؟..
همه چیز را یاد گرفته ام ! یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم تو نگرانم نشو ! همه چيز را یاد گرفته ام ! یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی ! یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به یاد تو ! یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن... تو نگرانم نشو !! همه چيز را یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام که بی تو بخندم..... یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....! و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم ! اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ... فراموش کردنت" را هيچ وقت یاد نخواهم گرفت .
![]() دوباره دلم واسه غربته چشمات تنگه
دوباره این دل دیونه واست دل تنگه وقته از تو خوندنه ستاره ی ترانه هام اسمه تو برای من قشنگ ترین اهنگه بی تو یک پرنده ی اسیر بی پروازم با تو اما میرسم به قله ی اوازم با یه چشمک منو زنده کن ستاره نزار از نفس بی افتم تویی تنها راه چاره اگه کوچه ی صدام یه کوچه ی باریکه اگه خونم بی چراغه چشمه تو تاریکه می دونم اخره قصه میرسی به دادمن لحظه ی یکی شدن تو اینه ها نزدیکه
نام مرا بخوان به صدای بهاریت
تا پرکشدتمامی عشقم بسوی تو دیگر تمام زندگیم گشته این سکوت مثل صدای گمشده ای درگلوی تو آخر کجا بجویمت ای بی نشان منتا کی در انتظار نشانی ز کوی تو
سعی کن چیزی رو که دوست داری بدست بیاری وگرنه مجبوری چیزی رو که بدست میاری دوست داشته باشی
طاقت نداره دلم بی تو چه کنم به تو می اندیشم... به تو که حادثه ای در پس فردای منی... و چه زیباست صدایی که مرا می خواند... و چه زیباست نگاهی که به آن سوی افق دوخته ام... و کاش می شد به کنارم آیی... و تو را در تپش لحظه دیدار بیابم... کاش وقتی زندکی فرصت دهد گاهی از پروانه ها یادی کنیم.....
کاش بخشی از زمان خویش را وقف قسمت کردن شادی کنیم.... کاش وقتی آسمان بارانیست اززلال چشمهایش تر شویم.... کاش شب وقتی تنها میشویم با خدای یاس ها خلوت کنیم.... کاش بین ساکنان شهر عشق رد پای خویش را پیدا کنیم..... کاش با الهام از وجدان خویش یک گره از کار ه دلها وا کنیم...... کاش رسم دوستی را ساده تر مهربانی تر آسمانی تر کنیم...... کاش در نقاشی دیدار مان شوق ها را ارغوانی تر کنیم....... کاش وقتی شا پرک ها تشنه اند ما به جای ابر ها گریان شویم..... |
|
+ نوشته شده در
88/07/25ساعت 9:35 توسط رویا |
|
|
تمام شب براي باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم
امشب به یاد تک تک شبها دلم گرفت! در اضطراب کهنه ی غمها دلم گرفت! انگار بغض تازه ای از نو شکسته شد! در التهاب خیس ورق ها دلم گرفت! از گفتن تمام غزل ها دلم گرفت... در انتظار تا که بگیرم خبر ز تو.... در آتش گرفته سراپا....دلم گرفت! متروکه نیست خلوت سرد دلم ولی از ارتباط مردم دنیا دلم گرفت!!
اقرار می کنم در آمدم از پا....دلم گرفت... می خواستم ببوسمت از این دیار دور می خواستم ببوسمت اما دلم گرفت نه اینکه فکر کنی دل از تو کنده ام!! یا اینکه از محال تمنا دلم گرفت!! در امتداد هیچ قدمها دلم گرفت از لحظه ای که خیس شدم در خیال تو آن دم که تنگ شدند نفس ها دلم گرفت از اینکه باز تو نیستی کنار من از اینکه باز خسته و تنها...دلم گرفت می خواهمت که بار دگر گرمتر زپیش می خواهم ببوسمت اما دلم گرفت! تکرار می کنم این سطرهای کهنه را... تکرار می کنم که خدایا!!دلم گرفت! ![]() به اولین قاصدکی که از شهر قشنگ آرزو هایت بگذرد پیغام میدهم که هیچ چیز نمی تواند مهرت را از دلم جدا کند حتی فاصله ها..
دلم منتظر برای اومدنت ...چشمام منتظر برای رسیدنت .... من چه غریبم بی حضورت ... تو چه بزرگی تو سکوتت ...ستاره ی روشن شب می بینمت توی رویاهام ![]() باز دلم تنگ است... باز من تنهايم...! و در اين سكوت حتي صداي ساز هم آرامم نمي كند... ولي غيبتش مرا مي آزارد... من خودم را گم كرده ام...! كجا...؟ اين را ديگر نميدانم!
یه لحظه هم نمی تونم باور کنم نباشی بیا با هم نذاریمرویای رویا بمیره! یه لحظه هم سخته بودنتو حس نکردن![]() بیا که تا نفسی هست یار هم باشیم به غنچه های محبت بهار هم باشیم |
|
+ نوشته شده در
88/06/07ساعت 19:2 توسط رویا |
|
|
به دیدن من بیا مهتاب در اومد
بیا عزیزم بیا صبرم سر اومد میدونی قلبم آروم نداره تو سینه من یه بیقراره چشم انتظارم بیا بخونه من تو امید منی بزار مردم بدونن غم عشق تو رو تو چشم من بخونن تو خورشید منی من ذره محتاج نورم بیا گرمی بده اگر چه دورم فقط یه روز ز تو جدا میشم که تووی گورم چشم انتظارم بیا بخونه من به دیدن من بیا مهتاب در اومد
یه شب یه روز یه ماه یه سال یه عمره که می گردم بعدها چو کبوتر بی پر و بال می رم همه جا یه روز دیدم گم شد جونم دور افتاد از آشیونم بی خونه مونم سرگردونم بیا به خدا
سلطان قلبم کجایی کجایی قربون برم اون خدا را خدا را لطفش به هم می رسونه دلا رو حل می کنه رحم او مشکلارو شکرت خدایا
گذشته ها گذشت بیا بیا که بگیم شکرت خدا که به هم رسوند دل ما را شکرت خدایا
پرو بالم را با دیدارت کی بگشایی تب وتابم را با لبخندت کی بنشانی
سلطان قلبم کجایییییییییییییییی؟
يک نفر نيست که غم هاي مرا بشناسد |
|
+ نوشته شده در
88/06/03ساعت 10:30 توسط رویا |
|
|
کاش می شد در میان لحظه ها لحظه ی دیدار را نزدیک کرد ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() آن روز که صدایت در وجودم طنین انداز شود، شتاب تپیدن قلبم رو به فزونی خواهد نهاد…! ثانیه ها نام تو را فریاد می زنند و من در اوج عشق، خود را در پستوی زمان تنها حس نمی کنم… به امیدآمدنت سر راهت در انتظارم برده هجرت صبر و قرارم ![]() خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو سجده به عشقت می زنم منجی جاودانه شو ای کوه پر غرور من سنگ صبور تو منم یک لحظه سازه عاشقی عاشق با تو بودنم روشن ترین ستاره ام می خواهمت می خواهمت تو ماندگاری در دلم می دانمت می دانمت ای همه وجود من نبود تو نبود من ![]() ![]() ![]() ای گل عمر من بیا
تنگدلم برای تو |
|
+ نوشته شده در
88/05/25ساعت 20:45 توسط رویا |
|
|
دیرگاهیست در درونم غوغایی برپاست...
میلاد نور مبارک
در انتظار دیدنت همه دلها بیقرارند میلاد نور مبارک
اي منتظر، غمگين مباش قدري تحمل بيشتر گردي به پا شد از افق گويا سواري ميرسد نشسته ام سـر راهـت بیا بیا گــل نـرگـس در آرزوی نـگـاهــت بیا بیا گــل نـرگــس که تـا مــگـر نـگــرم روی دلــربـای تــو را همواره چشـم به راهـم بیا بیا گــل نـرگـس هنوزم خواب میبینم به شبها همان مردی که بر اسبی سوار است همان مردی که جمعه آید روزی … و این پایان خوب انتظار است پس بیا و آسمان و زمین را گلستان کن که این خانه ، خانه توست
مهدی بيا به خاطر باران ظهور کن ما را از اين هواي سراسيمه دور کن وقتي براي بدرقه عشق ميروي از کوچههاي خسته ما هم عبور کن
|
|
+ نوشته شده در
88/05/15ساعت 11:31 توسط رویا |
|
ای که یادت بهار من کاش امروز تو هم بودی ای زیبا ترین ترانه هستی
آره منم ، آره منم ، آره منم دوست دارم می دونم تو عزیزم، قدر عشقو می دونی می دونم تو همونی که همیشه می مونی آره منم دوست دارم، محاله تنهات بذارم تو وصله ی جون منی، غیر دوس داشتن تو، دیگه چیزی ندارم همه عمر من تویی و بی تو من کم میارم
ماه من، واسه من از تو بهتر کسی نیست بیا تو کتاب عشق، فصلی تازه بنویس بگو منم دوست دارم، محاله تنهات بذارم تو وصله ی جون منی، منم فقط تو رو دارم آره منم دوست دارم، محاله تنهات بذارم منم فقط تو رو دارم ، منم فقط تو رو دارم
تک تک ثانیه هام، با تو رویایی می شه تو سکوت لحظه هام، ببین چه غوغایی می شه روی چشمام جا داری اگه منت بذاری منو از خودت بدونی و بگی دوسم داری
|
|
+ نوشته شده در
88/05/02ساعت 20:43 توسط رویا |
|
|
با تو هر روز از تو با خدا مي خونم اينهمه خواستن دستات بدون حتي نوازش مي دونم برات عجيبه من با اون همه غرورم
|
|
+ نوشته شده در
88/04/28ساعت 10:3 توسط رویا |
|
|
تو كه نيستي
وايسا دنيا من ديگه خسته شدم بس چشام بارونيه پس دلم تا كي فضاي غصه رو مهمونيه وقتي فايده اي نداره غصه خوردن واسه چي واسه عشقاي تو خالي ساده مردن واسه چي نمي خوام چوب حراجي رو به قلبم بزنم نمي خوام گناه بي عشقي بيوفته گردنم نمي خوام در به در پيچ و خم اين جاده شم واسه آتيش همه يه هيضم آماده شم يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم وايسا دنيا وايسا دنيا من مي خوام پياده شم ديگه نمي تونم
دورم از تو اما با تو لحظه ها رو زنده هستم بازم از تو پرم از تو واسه تو روياي خستم خوبه ديروز با تو هر روز از تو با خدا مي خونم تو خيالت توي حالت باز توي كما مي مونم تا وقتي كنارمي مي دونم تا وقتي بهارمي مي تونم ديگه طاقت دوريتو ندارم ديگه نمي تونم غربت لحظه ي خسته راه خندهامو بسته شب يلدام ساكت و سرد حسرت شب خالي از درد تا كه دق نكرده رويا تورو جون لحظه بیا ![]() |
|
+ نوشته شده در
88/04/08ساعت 10:21 توسط رویا |
|
|
بی قراری ناتوانم می کند
در کنار غربتی غمگین و تلخ درد را هم آشیانم می کند گونه هایم خیس شبنم می شوند آتشی از درد می سوزد مرا نیست آرامش ولی باید که دل گونه ای تنهایی اش را سر کند ![]() طلوع من رسیدم رو به آخر، تو بیا شروعِ من باش شب رو از قصه جدا کن، چکه کن رو باور من خط بکش رو جایِ پایِ گریه های آخرِمن اسمت رو ببخش به لب هام، بی تو خالیه نفس هام ![]() قد بکش رو باور من، زیرِسایه بونِ دستام خوا بِ سبزِرازقی باش، عاشق همیشگی باش خسته ام از تلخیِ شب، تو طلوعِ زندگی باش من پُر از حرفِ سکوتم، خالی ام، رو به سقوطم بی تو و آبیِ عشقت، تشنه ام، کویرِلوتم تو نذار آخرِقصه حرفم رو نگفته باشم خسته ام از تلخی شب، تو طلوع زندگیم باش فصل بارونی بیشه، رنگ چشماته همیشه ![]() حس تازه بودنِ من، بی نگاه تو نمیشه اگه دیروز اگه فردا، اگه باهم اگه تنها با توام، خودِ خودِ تو، اگه حتی توی رویا همیشه رد پات، پیداست کنار رد پای من کاش دوباره بودن من، رنگ بودن تو باشه که درِبسته ی قلبم ، با دستای تو واشه ![]() وقتی منتظر رسیدن کسی هستی که خیلی دوستش داری، اون وقت می تونی تک تک ضربان قلبت رو حس کنی و حتی صداش رو بشنوی ... وقتی چشم به راه رسیدن کسی هستی که با همه ی وجودت بهش احساس تعلق می کنی و به بودنش نیاز داری، گذشت ثانیه ها هم برات سخت و کسالت آور میشه و زمان به کندی می گذره ... من همیشه منتظر گذشت ثانیه ها برای بودن در کنار توام، و ... دوستت دارم همیشه مهربون من، ... ![]() من از سکوت خسته ام در انتظار دیدنت ببین چه سان نشسته ام دو چشم من به راه تو تمام لحظه های من فدای یک نگاه تو ![]() بساز این ترانه را رها ز هر چه هست کن بیفکن آتشی به دل که عشق را صدا کنم بخوان به نام سازو نی که رقص را به پا کن پشت آن پنجره بین تو وبین تردید پشت آن پنجره یک لحظه تو را خواهم دید با تو از گمشده های دل خود خواهم گفت ![]() با تو از آن همه آتش که درونم لغزید و نگاهت که پر از نور و پر از آبی هاست می برد چشم مرا در سفری سبز و سپید می برد تا ته آن آبی ها ، سمت خدا و خدایی که در آنجا به همه دل بخشید من آن ستاره ام، كه فراموش گشته ام و بي طلوع گرم تو در زندگانيم خاموش گشته ام ![]() |
|
+ نوشته شده در
88/03/20ساعت 17:52 توسط رویا |
|
|
اشک از خانه چشمانم سرک می کشد
در گوشه تنهاییم نبودنت را مرور می کنم
با رویای تو خداحافظی کنم |
|
+ نوشته شده در
88/03/03ساعت 15:31 توسط رویا |
|
|
رنگین کمان پاداش کسی است که تا آخرین لحظه زیر باران می ماند
حس هميشه داشتنت
میخوام که با هر نفسم
باتو هستم ای غریبه،آشنایم میشوی؟
|
|
+ نوشته شده در
88/02/25ساعت 16:20 توسط رویا |
|
|
تورو باید از کی پرسید؟ تو رو از صدای قلبم لحظه به لحظه شنیدم تو رو حس می کنم
همه یک سو و تو یک سو،چه بگویم دیگر تا بدانی که چه اندازه تو را میخواهم باورم کن که خیالم هی به تو سر میزنه به تو می اندیشم...
به تو که حادثه ای در پس فردای منی... به تو که از دیروز ، یافته ای در دل شیدای منی... و چه زیباست صدایت و چه زیباست صدایی که مرا می خواند... و چه زیباست نگاهی که به آن سوی افق دوخته ام... و کاش می شد به کنارم آیی... و تو را در تپش لحظه دیدار بیابم... به دیدارت شاد و به امید رسیدنت بیدارم... ![]()
من تموم قصه هام قصه توست
|
|
+ نوشته شده در
88/02/22ساعت 12:27 توسط رویا |
|
|
من از پشت زندان غم آمدم من از آرزوهاي دور و دراز من از خواب چشمان غم آمد تو نوري كه بر سايه تابيده ای تو تعبير روياي نا ديده اي تو يك آسمان بخشش بي طلب تو بر خاك تر ديد باريده اي تو يك خانه در كوچه زندگي تو يك كوچه در شهر آزادگي تو يك شهر در سرزمين حضور تويي راز بودن به اين سادگي
مرا با نگاهت به رويا ببر مرا تا تماشاي فردا ببر دلم قطره اي بي تپش در سراب مرا تا تكاپوي دريا ببر...
یادمان باشد ...
اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم پر پروانه شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم یادمان باشد ... سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهر بی سر و پایی نکنیم می نویسم از تو ای زیبای من پشت دیوار بهار بی قرارم بی قرار
|
|
+ نوشته شده در
88/02/13ساعت 9:15 توسط رویا |
|
|
چیست این باران که دلخواه من است ؟
شبها زغم دوری تو خواب ندارم رحمی به دلم کن که دگر تاب ندارم از بس ز غم دوری تو گریه کردم چشمم به زبانم آمد و گفت:دیگه اشک ندارم
پلک های مرطوب مرا باور کن... وقتي مياي به هر چي مي خوام ميرسم
|
||
|
+ نوشته شده در
88/02/06ساعت 8:48 توسط رویا |
|
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است…
دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد…
دلم برای کسی تنگ است در بهار زندگانی بی تو ای گل چه کنم؟
شکوه از غمزه یار خود چون کنم هر کسی در جوانی باشددر دل ارزویی
من به وصلت بی قرارم جز او که باشد ارزویم
![]() ![]() ![]() تو چه دانی که من عمری در رهت چه ها کشیدم
خلوت شبانه من تا همیشه با تو روشن
از غم نبودن تو گریه کردم تو ندیدی
حق هق تلخ صدامو تو نبودی نشنیدی
ای تو جانی توی رگهام صدای پای نفسهام
ای که بوی تو رو داره لحظه های خواب و رویام هنوزم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو میفتم
هنوزم میای به خوابم تو شبهای پرستاره
برای باور بودن
کاش می شد با تو بهار ارزوهام پا بگیره
کاش می شد باتو زندگی معنا بگیره
فرصت بودن با تو اگه حتی یک نفس بود برای باور بودن همه چیزو همهکس بود
![]() دنيا را بد ساخته اند.... . كسي را كه دوست داري،تورادوست نمي دارد. و كسـي كه تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما كسي كه تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آيين هرگز به هم نمي رسند. و اين رنج است. زندگي يعني اين....
دكترعلي شريعتي گریه کن گریه قشنگه گریه سهم دل تنگه تو بشی مثل ستاره تو دل شبا بسوزی
تنها ماندم تنها با دل بر جا ماندم چون آهی بر لبها ماندم راز خود به کس نگفتممهرت را به دل نهفتم دل من ز غمت فغان برآرد دل من ز دلت خبر ندارد
وصلت را . ز خدا خواهم
از تو لطف و صفا خواهم کز مهرت . بنوازی جانم عمر من به غمت شد طی تو بی من . من و غم تا کی
در تمام لحظه هایم هیچکس خلوت تنهاییم را حس نکرد اشاره کن که بشکفم حتي در اين يخ بستگي طلوع کن بر اين ستاره مردگي
که از تو تازه مي شود اين خلوت سرخوردگي
طلوع کن که بودنم تازه کني در اين دياري كه هيچ كس حرمت اشك ها را نمي داند در اين دياري كه هيچ كس رنگ نگاه را نمي شناسد چه جاي نظاره كردن است ؟ |
|
+ نوشته شده در
88/01/25ساعت 18:42 توسط رویا |
|
|
باد بهار آمد و آورد بوی تو گردد شکفته این دل خونین به روی تو
پروانه و نسیم و من ای گلبن مراد
ای خدا بهار اومد گل من نیومد وای وای وای وای از این دنیای بی تو
بيا كه خانه دل بي تو سخت ويران است باران كه بباردبا تمام وجود
زمزمه ات خواهم كرد و با تمام وجود خواهم شكست و نبودنت را با باران خواهم باريد آنقدر خواهم باريد كه بيايي
ابری ترین هوا رو تو چشم تو می بینم
شبها به زیر بارون به یاد تو می شینم
حالا که شبها نیستی چشمهای من می باره |
|
+ نوشته شده در
88/01/18ساعت 1:17 توسط رویا |
|
|
ماه من چهره بر افروز که آمد شب عید عید بر چهره چون ماه تو می باید دید من بجز عشق و امیدت چه سعادت طلبم که سعادت به جهان نیست بجز عشق و امید
وقت انست که با هم ره صحرا گیریم کزدم باد سحر بوی بهار آمد و عید شبها ماه دیده ، تورا یاد می کنم با مه فسانه گفته و فریاد می کنم شاید تو هم بماه کنی ماه من نگاه با این خیال خاطر خود شاد می کنم بودن تفسیر نگاه وخنده های توست شاخه نگاهت را برایم به ارمغان بیاور و لبخندت را به سال نو بیاویز که من خانه دل تکانده ام باشد که این کلبه دنج را با خنده ونگاهت بیارایی
در پایان سال کهنه دیگر چیزی باقی نمی ماند جز اینکه بگویم سال نو مبارک
عید اومد بهار اومد، تو دوری اما
زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی
تو از راه میرسی پر از گرد و غبار چه خوبه دیدنت چه خوبه موندنت
بگیر دست منو تو اون دستات بمونم منتظر تا برگردی پیشم
به خدای لبخند .. به خدای شادی .. به خدای همه آنچه که از خوبی هاست .. به خدای همه آنچه که از زیبایی هاست .. دل من غمگین نیست .. دل من گمشده , شاید ؛ اما .. دل من غمگین نیست .. و شبی از شبها .. در میان طپش عطر و نیاز خواهش .. با حضور و نفس عطر دل انگیز خدا .. آن دل گمشده را خواهم یافت .. .
آب زنيد راه هين که نگار می رسد مژده دهيد باغ را بوی بهار می رسد راه دهيد يار را ، آن مه ده چهار را کز رخ نور بخش او نور نثار می رسد چون برسی به کوی ما،خامشی است خوی ما
|
|
+ نوشته شده در
87/12/27ساعت 10:55 توسط رویا |
|
|
هرچند که دور از تو و پیش دگرانم هر جا که روم یاد تو آید به زبانم هر جا که روم یاد تو را می کند این دل در قلب منی گرچه میان دگرانم براي تو مينويسم... براي تو كه اسمان دلم از دوري چشمانت گرفته است بایـــد تورو پیـدا کنــــم شایـــد هنــوز هم دیـر نیست
سالی که گذشت،امید به یادها پیوست و انتظار به خاطره ها بوی صدایت را از فاصله ها می شنوم شمع احساسم را با نسیم نگاهی خاموش کن چرا فاصله ها بی احساسند؟
بیچاره گوزوم هر گجه سن سیز باخار اغلار دفتر ده قلم شرح فراقون یازار اغلار دلم زیباترین دلهاست امروز درون این دلم غوغاست امروز
دلم را در طبق بنهاده بودم
دهم آن را به دست یار امروز
به یا د تو ای مهربان
دل من ره تو پوید به هر نشانی
صدای گامهای واپسین و سنگین آخرین روزهای سال کهنه را همانند تپش های قلب مسافری خسته می توان شنید کتاب هستی ورقی دیگر می خورد و سالی و بهاری تازه در حال فرا رسیدن است خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست
|
|
+ نوشته شده در
87/12/07ساعت 13:6 توسط رویا |
|
تو را به جای تمام کسانی که نشناختم، دوست میدارم. تو را به جای تمام روزگارانی که نمیزیستم، دوست میدارم.
جز تو، که مرا منعکس تواند کرد؟ من خود خويشتن را بس اندک مي بينم
اگر باران بودم انقدر می باریدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم اگر اشک بودم مثل باران بهاری به پایت می گریستم اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقدیم وجود عزیزت میکردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برایت مینواختم ولی افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم برای دیدن عکس عروس داماد به ادامه مطلب مراجعه کنید.
تقدیم به تو که نیستی ولی حس بودنت بر من شوق زیستن می دهد
گاهي ترا كنار خود احساس مي كنم ُُ اما چقدر دلخوشي خوابها كم است
خدایا به داده و نداده ات شکر که داده ات نعمت و نداده ات حکمت است. برای دیدن عکس عروس داماد به ادامه مطلب مراجعه کنید.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
87/11/29ساعت 9:48 توسط رویا |
|
|
اين روزها که مي گذرد ، هر روز احساس مي کنم که کسي در باد فرياد مي زند
احساس مي کنم که مرا از عمق جاده هاي مه آلود يک آشناي دور صدا مي زند آهنگ آشناي صداي او مثل عبور نور مثل عبور نوروز مثل صدای آمدن روز است
روز وفور لبخند لبخند بي دريغ لبخند بي مضايقه ي چشم ها آن روز بي چشمداشت بودن ِ لبخند روزي که روي قيمت احساس مثل لباس صحبت نمي کنند گلها اجازه داشته باشند هر جا که دوست داشته باشند بشکفند دلها اجازه داشته باشند هر جا نياز داشته باشند بشکنند آيينه حق نداشته باشد با چشم ها دروغ بگويد آن روز ديوار باغ و مدرسه کوتاه است تنها پرچيني از خيال در دوردست حاشيه ي باغ مي کشند که مي توان به سادگي از روي آن پريد روز طلوع خورشيد روزي که آسمان در حسرت ستاره نباشد روزي که آرزوي چنين روزي محتاج استعاره نباشد
اي روزهاي خوب که در راهيد! از پشت لحظه ها به در آييد ! اي روز آفتابي ! اي مثل روز ، آمدنت روشن ! اين روزها که مي گذرد ، هر روز در انتظار آمدنت هستم ! اما با من بگو که آيا ، من نيز در روزگار آمدنت هستم ؟
شراب نور به رگهای شب دوید،بیا گل سپیده شکفت و سحر دمید،بیا پیاپی از همه سو خط زر کشید،بیا ز غصه رنگ من و رنگ شب پرید،بیا بهوش باش که هنگام آن رسید،بیا دلم ز سینه برون شد ز بس تپید،بیا کنون که دست سحر دانه دانه چید، بیا مرا مخواه از این بیش نا امید،بیا
|
|
+ نوشته شده در
87/10/25ساعت 9:10 توسط رویا |
|
|
در زیرِ بارانِ احساس به آفتاب می اندیشم و تکٌه ابرهای پراکندۀ دلتنگی ام را به نسیمِ یادِ تو می سپارم باشد که خورشید در من طلوع کند.
ميداني بدون عطر حضور تو دلبسته ي هيچ انتظاري نيستم !
و من بي هيچ خاطره ای ،گذشته ام را ورق ميزنم و در انبوهي از بي خاطره بودن گم ميشوم .
![]() ادامه مطلب یادت نره ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
87/10/12ساعت 8:55 توسط رویا |
|
|
من برات بی تابم مهربون سنگ صبور مثه عاشقی غریب
توی سرزمین دور
مثه سایه های شب
وا سه ی یه قصرنور
من برات بی تابم توی رویا هر شب تو میای در خوابم پیش تو باکی نیست اگه بشکنه غرور
تو همون لطافت پاک عشق اولی
تویی لالایی خواب
تو خود آرامشی
تو همون امنیت دست پر نوازشی
تو مثه جاذبه ی
غرق یک ستاره ای
تو همون زیبا ییه شب یک خاطره ای
میخوام از ته چشمات رنگ دریا رو بگیرم بیا ای عشق من آروم جونم
|
|
+ نوشته شده در
87/10/07ساعت 9:54 توسط رویا |
|
|
بی تو چون موجم آفتاب مهربانی با تو تنها با تو هستم از همه در هوایت دل گسستم باور بال وپر من ای بهار باور من ای بهشت دیگر من چون بنفشه بی تو بی تابم بی تو چون برگ از شاخه افتادم زرد و سرگردان در کف بادم در هوای تو بی قرارم برگ پاییزم بی تو می ریزم نو بهارم کن نو بهار
|
|
+ نوشته شده در
87/10/06ساعت 13:51 توسط رویا |
|
|
نازنینم روزهای بی تو می گذره اما به سختی سخته بی تو با تو بودن
بی تو انگار که یک جسم خیالی هستم سرد وبی روح همان آدم خالی هستم بی تو ای آرام جانم شادمانی چون کنم ؟ چون تو پیش من نباشی شادمانی چون کنم؟
فقط تو را در افق زندگانی می بینم به خاطر تو زنده ام و به خاطر تو هستم و برای دیدن تو زندگیمو سر می کنم
|
|
+ نوشته شده در
87/10/06ساعت 13:14 توسط رویا |
|
|
من اگر اشک به دادم نرسد ميشکنم اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم... بر لب کلبه ي محصور وجود من اگر در اين خلوت خاموش سکوت اگر از ياد تو يادي نکنم ، مي شکنم... اگر از هجر تو آهي نکشم مي شکنم..
تو برام تنهاترینی. تو برام قشنگترینی. کاش میشد تو دام چشمهات اسیر همیشه بودم. چون دیگه چیزی ندارم. کاش می شد گلهای عشقم یه گلستانی می ساختند. من میون دشت گلهام، تو بالا خورشید روزهام .
کاش می شد چشمهای پاکت، ماه شبهای دلم بود .
|
|
+ نوشته شده در
87/09/23ساعت 21:6 توسط رویا |
|
|
حتی طولانی ترین شب هم به خورشید می رسد
چیللز مبارک
اينجا براي از تو نوشتن هوا كم است دنيا براي از تو نوشتن مرا كم است
اكسيرمن نه اينكه مراشعر تازه نيست من از تو مي نويسم واين كيمياكم است سرشارم از خيال ولي اين كفاف نيست در شعر من حقيقت يك ماجرا كم است تا اين غزل شبيه غزل هاي من شود چيزي شبيه عطر حضور شما كم است گاهي ترا كنار خود احساس مي كنم اما چقدر دلخوشي خوابها كم است خون هرآن غزل كه نگفتم به پاي توست آيا هنوز آمدنت را بها كم است ؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
87/09/23ساعت 20:2 توسط رویا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در اعماق وجودم ، آبهاي اميد در جريانند
قطرات شبنم شادي بر تن و روحم نشسته است من سرشار از اميدم مملو از خواستن روح من به نيکي مي انديشد به باورها که هر چه هست در باورها خلاصه مي شود و در خلوت خود برايت دعا مي کنم براي تويي که دوستت دارم و دوستم داري براي تويي که نه من تو را مي شناسم و نه تو مرا و... |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
گل گلدون من شکسته در باد ولنتاین مبارک |
|
RSS
|